عبد الرضا سالار بهزادى

88

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

آن بود بسته شد . 119 در اين سال ( 1841 ) در افغانستان ماجراى خارق العاده‌اى به وقوع پيوست كه در صورت وجود سياستمداران و دولتمردان آگاه و هوشيار در آن سرزمين و يا آگاهى و هوشيارى دربار ايران و عدم وجود دولتمردان خودفروخته و خائن و جاهل در رأس امور ايران مىتوانست تأثير مهمى بر تاريخ آسياى مركزى باقى بگذارد . قواى انگليس به تدريج تا سال 1840 تمامى مناطق افغانستان را ضميمهء حكومت شاه شجاع نموده بود ، امّا افغانها به شدت از حضور انگليسيها در افغانستان ناراضى و عصبانى بودند و اقدامات و تحريكات يارمحمد خان وزير هرات نيز بر دامنهء نارضائى و آمادگى براى شورش افزوده بود . همانطور كه قبلا اشاره شد حربهء اساسى انگليس در ادارهء افغانستان صندوقهاى طلاى بىحسابى بود كه باز شده و بىحساب بين سرداران و رؤساى قبايل و بزرگان افغان توزيع مىشد . در اين زمان كه حكومت كمپانى در هند سلطهء خود را بر افغانستان مخصوصا پس از تسليم شدن دوستمحمد خان كامل و بلامنازع مىديد به فكر افتاد كه از مخارج سنگين ادارهء افغانستان و از بذل بىحساب پول و طلا بكاهد . اين امر بر نارضايتى افغانها افزوده تنها انگيزهء قبول و تحمل سلطهء انگليس را از ميان برداشت . شورش روز دوم نوامبر 1841 با اجتماع در برابر خانهء الكساندر برنس ، معاون مكناتن نمايندهء سياسى انگليس در افغانستان و برادرش شروع شد . پس از ساعتى هردو برادر به قتل رسيدند و خانه‌شان غارت شد . سرداران افغان به گرد محمد اكبر خان پسر دوستمحمد خان كه از تركستان به كابل آمده بود جمع شده بودند . همهء اقدامات مذبوحانه و مأيوسانهء عمال انگليسى در اين زمان براى دامن زدن به اختلاف شيعه و سنى در ميان سرداران شورشى و تفرقه افكنى از اين راه در بين آنها بىنتيجه ماند . سرداران افغانى با اتحاد كامل و يكپارچگى شورش را كه هر آن دامنهء آن بالا مىگرفت رهبرى نمودند . شاه شجاع الملك در قلعهء بالا حصار ، مكناتن و اطرافيانش در مقر خود در حومهء شهر كابل و پادگانهاى انگليسى همه به محاصرهء شورشيان درآمدند . با تصرف شهر كابل انبارهاى ذخيرهء آذوقه قواى انگليسى نيز به دست شورشيان افتاد . سرانجام مكناتن به قبول معاهده‌اى خفت‌بار و موهن مجبور شد كه از جمله شرايط آن ترك افغانستان توسط كليهء قواى انگليس در اسرع وقت و طبق برنامه‌اى تنظيم شده ، تضمين حفظ جان شجاع الملك توسط شورشيان و آزادى وى براى اقامت در كابل يا رفتن به هندوستان و برگرداندن دوستمحمد خان به افغانستان توسط انگليسيها و باقى ماندن چند نفر از صاحب‌منصبان انگليسى در كابل به عنوان گروگان تا بازگشت دوستمحمد خان بود . عليرغم قبول اين معاهده از سوى طرفين در 23 دسامبر هنگامى كه مكناتن با سه تن از همراهانش براى ملاقاتى كه قرار بود محرمانه باشد با محمد اكبر خان و چند تن ديگر از سرداران افغانى به خارج از اردوگاه انگليسيها رفت ، به محاصرهء جمع زيادى از شورشيان درآمده و با دو تن از همراهانش به قتل رسيد . پاتينجر معروف كه اينك مسئوليت انگليسيها به عهدهء وى واگذار شده بود ، مجبور به قبول قراردادى به مراتب موهن‌تر و